تاريخ : | | نویسنده : 24giftcard

اعتماد: مردي که در پي سوءظن خونين به خواهرزاده کوچکش او را به طرز فجيعي به قتل رسانده است توسط پليس دستگير شد.

20 روز پيش زني به ماموران پليس خاش مراجعه کرد و گفت دختر 11ساله اش به نام ساعده از خانه خارج شده و ديگر بازنگشته است.

اين زن گفت؛ دختر من بسيار آرام بود. او هيچ کس را اذيت نمي کرد و بدون اينکه به من چيزي بگويد از خانه خارج نمي شد و نمي دانم چه اتفاقي افتاده که او گم شده است.

بعد از تشکيل پرونده تحقيقات در اين زمينه آغاز شد و ماموران با توجه به سن اين دختر ابتدا فرضيه فرار از خانه را مطرح کردند اما اين فرضيه خيلي زود باطل شد چراکه دخترک رابطه خوبي با خانواده اش داشت و هيچ رفتار مشکوکي از وي که نشان دهد او احتمالاً با پسري رابطه داشته است مشاهده نشده بود.

بنابر اين تحقيقات براي مشخص شدن سرنوشت اين دختر ادامه يافت تا اينکه بعد از دو هفته ماموران جسد دختري را پيدا کردند که با توجه به مشخصات ارائه شده از سوي مادر ساعده شبيه به او بود.

ساعاتي بعد از کشف اين جسد تلفن خانه مادر ساعده به صدا درآمد و ماموران او را براي شناسايي هويت جنازه به پزشکي قانوني دعوت کردند. اين زن بعد از ديدن پيکر قرباني تاييد کرد جسد متعلق به دخترش است.

نحوه به قتل رساندن اين دختر و شدت ضرباتي که به وي وارد شده بود نشان مي داد قاتل يک آشنا است و کينه يي عميق از دختر 11ساله يا خانواده اش به دل داشته است.

گام بعدي که ماموران در اين پرونده برداشتند زير نظر گرفتن اعضاي نزديک خانواده او بود. در اين ميان رفتارهاي مشکوک دايي ساعده اين احتمال را مطرح کرد که او در قتل نقش داشته است. اين فرضيه زماني قوت گرفت که مشخص شد آخرين فردي که ساعده را ديده دايي او بوده است.

بالاخره دايي ساعده به دستور بازپرس دستگير شد. مرد جوان بعد از چند روز بازجويي به قتل اقرار کرد.

وي گفت؛ مدتي بود به رفتار ساعده مشکوک شده بودم. فکر مي کردم او با افراد زيادي در ارتباط است و به همين خاطر هم تصميم گرفتم اين لکه ننگ را از دامان خانواده پاک کنم. روز حادثه او را به بهانه اينکه مي خواهم به ميهماني ببرم سوار موتورم کردم. ساعده پشت من نشسته بود و چون ما رابطه نزديکي با هم داشتيم به من اعتماد کرد. او را به بيابان هاي اطراف خاش بردم و با چاقو به جانش افتادم. آنقدر بر بدنش ضربه زدم که جانش را از دست داد و غرق در خون روي زمين افتاد. سپس من به سمت خانه خواهرم حرکت کردم. زماني که به منزل او رسيدم ديدم خواهرم نگران و ناراحت است. پرسيدم چه شده که او جواب داد ساعده گم شده است. وقتي چهره نگران خواهرم را ديدم تازه فهميدم چه کرده ام و از کارم پشيمان شدم اما ديگر فايده يي نداشت. خواهرم خواست به اداره پليس برود که من سعي کردم جلوي او را بگيرم. موفق شدم چند ساعتي مانع وي شوم. به خواهرم گفتم همه جا را مي گردم تا ساعده را پيدا کنم، او هم قبول کرد اما زماني که نتوانستم دخترش را به منزل برگردانم ديگر هيچ چيز جلودارش نبود و ماموران را باخبر کرد.

بنابر اين گزارش در حال حاضر تحقيقات از دايي جنايتکار ادامه دارد.  

رپورتاژ
انتخاب جراح بینی - بهترین جراح بینی
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
جشن عروسی
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
حمل نخاله ساختمانی و ضایعات عمرانی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
دوربین مداربسته دیجی همکار
جدیدترین تجهیزات تالار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
دوربین مداربسته
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
روغن خراطین
تفاوت دینگ با اپلیکیشن‌های تاکسی‌یاب آنلاین
انجام پایان نامه
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
نمایندگی برندها در ایران

لینک های مفید
آموزش مجازی | تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.